تبليغاتX
دلنوشته


دلنوشته







به نام او که همدم ادمهای تنهاست.

مکن ز غصه شکایت که در طریق طلب          به راحتی نرسید آن که زحمتی نکشید

این آخرین مطلبی که یک بار دیگر درد این دل آشوب زده رو بیان میکنه.

بعد اظهر یک روز پاییز بود خسته وکوفته از سر کار بر میگشتم خوابگاه(اون زمان هنوز دانشجو بودم ) به در اتاق که رسیدم مکثی کردم یکی به من گفت امشب یک شب دیگست از دست ندی تو حال وهوای خودم بودم که وارد شدم دیدم تعدادی از بچه ها دور هم جمع شده بودند و به قول بچه ها تو حال خودشون بودن. چون با بقیه فرق داشتم گفتم مزاحمشون نشم امدم بیرون .در بین اون بچههاچهرهی جدیدی دیدم معلوم بود از اون خوابگاه نبود .یک احساس عجیبی داشتم وقتی نگاهش کردم با نگاه سنگینش رعشه ای تو تنم انداخت گویا نیمه گمشدمو پیدا کرده بودم دوست داشتم همون جا میموندم و کنارش میشستم .اما من جایی بین اونها نداشتم .اون شب گذشت من تاخود صبح بیدار بودم و به این آدم فکر میکردم آخه تا اون موقع کسی این جوری تا عمق وجود من نفوذ نکرده بود .

 این ماجرا گذشت .

تا اینکه با هم بعد از مدت کوتاهی مراوده ی کوچیکی با هم داشتیم . به نظر شما عشق یعنی چی؟؟؟

یکی نیست برای من این واژرو تعریف کنه بابا منم ادمم.

اوایل اشنایمون بود هر موقع که میدیدمش ارامش خاصی به من دست میداد مثل این بود که اون کسی را که می خواستم بعد از مدتها پیدا کرده بودم دیگه از خدا هیچی نمی خواستم از سرکارم میدزدیدم که کمی زودتر ببینمش .برای خودم المی دا شتم  یادش بخیر .میدونی از وقتی که معنای دوستی و محبتو فهمیدم همیشه دوست داشتم یک نفر را داشتم که با او درد دل میکردم اما افسوس که اونو بدست نیاوردم تا دانشگاه اونجا بود که با آشنایی با او فهمیدم نباید هنوز ناامید شم. اما افسوس که از همون ابتدا فرد .افراد و ادمهایی بودن که سنگ می انداختن و تا حالا که چند سال  میگذره هنوزنتونستم با نیمه گم شدم درد دل کنم شایدم خودم مقصر باشم شایدم براش مهم نبودم .اما حالا میفهمم که هنوزم تنهام .چون نیمه گمشدهی من خودش مشکلات بزرگی داره اما من از یک چیز خوشحالم و اونم اینکه من نیمه گم شدمو پیدا کردم و به او افتخار میکنم از خدای مهربون میخام که نیمه گمشدم یک روزی بییاد پیشم .سالم باشه خوشبخت باشه و تمام غصه هاش و مشکلاتش حل شه که فقط به من گوش کنه آخه میدونی میترسم این حرفا بمونه و خاک شه .فکر کنم حق طبیعی هر کسی که درد دل کنه من با هر کسی درد دل نمیکنم اما افسوس که از من دوره یعنی میشه................ ی روزی که من با  اون..............................

بگذریم :

قشنگتری حروف زبان فارسی به نظر من اینهاست:  آ    پ     ش  

از این به بعد کاری ندارم جز صبر کردن

اگه توی این دنیا بازم الودگی صوتی ایجاد کردم تصمیم دارم مطالبی را بنویسم که کمی با مطالب قبلی فرق کنه .

به امید روزی که غم وغصه دیگه نباشه.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386 ساعت 13:5  توسط رضا   | 


به نام خداوند زیباییها که او زیبایی را دوست دارد.

در حال فکر کردن بودم کاری که همیشه به ان مشغولم . افراد . یک فرد خاص . زندگی و...........

سوالی برای من مطرح شد . درجهی حماقت در میان افراد چه قدر است؟

اصلا این لفظ یعنی چه؟؟؟؟

در برخی زیاد در برخی کم در برخی نیز موجب نابودی زندگی انها میشود.

قبل از هر چیز حماقت یعنی چه؟؟؟

حماقت با تجربه رابطهی کاملا مستقیمی دارد . دوست دارم رابطه ی این دو را خود شما عزیزان پیدا کنید.

اما تعریف : به آن امری گویند که خیر و صلاح شما در ان کاملا مشهود و قابل لمس باشد اما با بی اعتنایی از کنار آن عبور کنیم و اصطلاحا به بخت و اقبال خود لگد بزنیم .

امیددوارم که برای هیچ کس این اتفاق رخ ندهد. حتی برای شما.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386 ساعت 0:38  توسط رضا   | 


            کمک کمک کمک کمک

از تمام کسانی که می تونن به من کمک کنن تقاضای کمک دارم .

تا دیر نشده به من کمک کنین شاید دیگه من نتونم بنویسم.

سرمایم داره از بین میره زندگیم داره نابود میشه .

فیل توپول نابود شد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386 ساعت 13:51  توسط رضا   | 


            کمک کمک کمک کمک

از تمام کسانی که می تونن به من کمک کنن تقاضای کمک دارم .

تا دیر نشده به من کمک کنین شاید دیگه من نتونم بنویسم.

سرمایم داره از بین میره زندگیم داره نابود میشه .

فیل توپول نابود شد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386 ساعت 13:51  توسط رضا   | 


به نام خدا

از زیباترین امور جاری در این نظام هستی وجود نظم در میان مخلو قات است یعنی هر چیزی و هر  موجودی  در جای خود قرار دارد.

در میان ادمها هم همین طور است هر کسی در دنیا جایی دارد.

در خانواده پدر جای خود  مادر جای خود و......

اما سوالی که هست این است جای دوست کجاست؟؟؟

ایا میتواند جای تمام این افراد را بازی کند؟؟؟

در عالم غیر از ذات پاک خداوند همه چیز نسبی است و فقط او مطلق است.

دوست نیز مثل سایر امور نسبی است و نقش خود را در جای خود بازی میکند اما برای

من موضوع فرق میکند و دوست من برای من در جایگاه خاصی قرار دارد.

شیشه عمر دیو در دست ساحر مسلکی است              بشکن این شیشه وبین فرجام این دیو سیه

 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مرداد 1386 ساعت 10:52  توسط رضا   |